دالاب در دنیای مجازی

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ---- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ---- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

زندگی نامه شامی کرمانشاهی

چهارشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

شاهمراد مشتاق معروف به شامی کرمانشاهی(زادۀ ۱۲۹۶ در کرمانشاه - درگذشتۀ ۱۳۶۳) شاعر کرد زبان بود. اشعار وی به زبان کردی جنوبی و با لهجه کرمانشاهی سروده شده است.

محتویات

زندگی

شامی کرمانشاهی در سال ۱۲۹۶ خورشیدی در محله چنانی کرمانشاه به دنیا آمد. نام پدرش خدامراد و نام مادرش فانوس بود. شامی در سن چهار سالگی در پی بیماری آبله نابینا گردید. وی در اوان کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و از همان سالها مجبور بود با اتکا به قوت بازوی خود زندگی اش را اداره کند.[۱] فقر شدید به شامی امکان تحصیل نداد و او بی سواد ماند، با این حال وی با یکی از روحانیان شهر به نام شمس الدین آل آقا (شمس العلما) ارتباط پیدا کرد و وی شامی را با ادبیات کلاسیک فارسی و به ویژه خیام، سعدی و حافظ آشنا کرد. شامی تحت تأثیر اشعاری که می شنید دست به سرایش شعر به زبان کردی زد.[۲]

اشعار

اشعار شامی به زبان کردی جنوبی و با لهجه کرمانشاهی سروده شده است. افزون بر این وی اشعاری نیز به زبان فارسی سروده است. مضمون اشعار وی بیان فقر و تنگدستی طبقه فرودست اجتماع و محرومیت های آنان به زبانی عامیانه است.[۳] وی اشعاری نیز با مضمون سیاسی دارد که بازآفرینی یک گفتگو میان شاعر و نخست وزیر وقت، محمد مصدق است. به گفته محمدعلی سلطانی، وی در وقایع سال ۱۳۳۲ خورشیدی، به عضویت جبهه ملی ایران درآمده بوده است.[۴] شامی در دوم آذر ماه ۱۳۶۳ در سن ۶۷ سالگی در پی یک بیماری طولانی در کرمانشاه درگذشت.[۵]

مرگ شامی کرمانشاهی

می گویند که شامی بسیار هوشیار و حساس بود. از زبان یکی از هم محله‌ای‌های شامی نقل می‌شود که: روزی در نوجوانی از کوچه می‌گذشتم و به دلیل عجله و با توجه به اینکه شامی نابینا بوده تصمیم گرفتم فقط از کنارش رد شوم که شامی رو به من کرده و گفت که‌ای پسر فلانی چرا امروز سلام نکردی؟ مرگ این شاعر حساس و رنج دیده بسیار غم انگیز می‌نماید. در مورد مرگ شامی می گویند(به نقل از همان هم محله‌ای سابق) که درآمد عمدهٔ شامی که پیرمردی نابینا بوده از اندک پولی بود که بابت نزول به دیگران قرض می‌داد. تا آنکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی روزی وی را به جرم نزول خواری بالای مینی بوس در میدان اصلی شهر (میدان آزادی) شلاق زدند. پس از این واقعه شامی که بسیار رنجیده خاطر گشته بود هنگامی که سرافکنده به خانه بر می‌گشت با سر به تیربرقی برخورد کرد و نقش زمین شد. اهل محل او را به خانه رساندند و بستری کردند. جراحت سرش آنچنان نبود اما شامی دیگر از بستر برنخا

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۰
نادر علی نژادیان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی