دالاب در دنیای مجازی

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ---- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ---- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم


با گریه دارم می نویسم باز
باران گرفته شهر بابل را

 

از نو شبیخون می زند پاییز
می گیرد از ما بهترین «گل» را

 

باران شدیداللحن می بارد
سونامی ی انگار در راه است

 

گویی که بویی برده از جریان
اما «خبر کوتاه و جانکاه» است

 

ای مرگ بد! خوبان کشی تا چند
ای زندگی خودمحوری تا کی؟

 

اخراج تلخی بود هادی جان!
این اشتباه داوری تا کی؟

 

زود است کفشت را بیاویزی
این کار را با ما نکن مشتی

 

با اینکه بیدارم ولی از صبح
هی خواب می بینم که برگشتی

 

یکباره تنها میگذاری مرد
گل های غمگین یتیمت را

 

پیش از سفر بنشین و روشن کن
تکلیف بازوبند تیمت را

 

با هر گلی یاد تو می افتیم
قلب هواداران پر از هادی ست

 

غمگین ترین موجود این دنیا

هر جمعه ورزشگاه آزادی ست

 

رفتن که «پایان کبوتر نیست»
در آسمان ها یکه تازی کن

 

دنیا برایت سخت کوچک بود
حالا برو با مرگ بازی کن

 

با پرچم سرخت بران در باد
پارو بزن تا پیش قایقران

 

امشب نشسته چشم در راهت
لبخند استقبال ناصرخان

 

هادی ! عزیز قرمز و آبی
اسطوره ی از عمق جان قرمز

 

هرجا که باشی دوستت داریم
آقای پاس گل! خداحافظ …

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۲
نادر علی نژادیان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی