دالاب در دنیای مجازی

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ---- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ---- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۴ ، ۱۲:۲۸
نادر علی نژادیان

امروز چهار روز است که کاپیتان هادی نوروزی به سوی آسمان پر کشیدهنوز هیچ کس با مرگش کنار نیامده اصلا باورش برای منه هوادار سخته حالا اونکه شب و روز باهاش بوده هر لحظه چشماش او رو دیده چطور می خواد باور کنه من نمی دونم  دیدن چهره معصوم هانی در بهت و حیرت که هنوز دقیقا به عمق فاجعه پی نبرده دل هر رهگذری را به سیخ می کشد مگر می شود ضجه های همسرش را دید و به گریه نیوفتی  ما که در فرسنگها زندگی می کنیم  وهادی را یک بار ندیده ام جز در تلوزیون ،  در این چهار روز با دیدن تصاویر و فیلمهایی که در دنیای مجازی و روزنامه ها  از او  وخانواده اش منتشر شده اند داغون میشم دلم می خواست اونجا بودم و یک دل سیر گریه می کردم  واقعا حیف شد هادی اینجوری ازدنیا رفت  در این بین کار قشنگی هم صورت گرفت و آن حضور هواداران  تیم استقلال در کنار پرسپولیسیها بود . انها با این رفتارشان نشان دادند که رقابت و کری خواند برای یکدیگر فقط وفقط در زمین فوتباله و جایی در احساس و عواطف  انها ندارد به شخصه دیدن هر استقلالی در این مراسم انگار یک مسکن بود  همه پرسپولیسیها ممنون  تیم پرطرفدار استقلال هستند و واقعا لطف کردند که تشریف فرما شدند دستشون درد نکنه ما همه ایرانی هستیم  و برادر یم  این را در هشت سال دفاع مقدس نشون دادیم وقتی که در خانه علی پروین که بزرگ پرسپولیس هستند نوه اش طرفدار دو آتیشه استقلاله   پس این بحث هوادارفقط سرگرمیه ما باید در زمان سختیها همدیگه رو تنها نذاریم همون کاری که عزیزان استقلالی انجام دادن . البته یه درخواست از مسئولان تیم پرسپولیس دارم .لطفا خانواده مرحوم هادی نوروزی از این به بعد نیاز به حمایت دارند انها را هرگز فراموش نکنید قرارداد این عزیز هرچه هست به خانوادش بدین لطفا اینجور نباشه که بعد از مراسم ختم هرکسی بره واسه خودش این خانواده از شما انتظار دارن که بحق هم هست از همین امروز هانی را زیر چطر حمایت باشگاه ببرید تا به امید خدا یک روز شاهد پوشیدن شماره 24 به تن هانی نوروزی باشیم واقعا درود بر همه کسانی که با تشریف فرماییشون یک ذره آلام این خانواده واین خواهر محترم که شریک زندگیشو در عنفوان جوانی از دست داده تسکین داده بشه .اقای محسن بنگر که انصافا از لحاظ سنی بزرگ تیم هستند در این ماجرا نیز  رسم مردانگی و مروت رو به نحو احسن به جا آوردند . هادی با تعصب خدا حافظ . همیشه دوستداریم  و فراموشت نمی کنیم هانی برای ما یک هادی خواهد شد




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۴ ، ۱۳:۱۷
نادر علی نژادیان

انگار این ماه نحس بود درست در روزی که عزیزان ما به حج مشرف شده بودند  و در روزی که عید بزرگ غدیر  بود دولت سعودی با ندانم کاری و بی عرضگی فاجعه شومی را رقم زدند  گستره این فاجعه به حدی بود که تمام دنیا از شنیدن ان ناراحت شدند داغ دل ما وقتی تازه تر می شد که میدیدیم  اعراب چگونه با اجساد قربانیان برخورد می کردند  انگار نه انگار این کسی که اینگونه اورا روی زمین می کشند  یک مسلمان است  وبه حج مشرف شده است . حادثه منا برای ما ایرانیان   تداعی کننده کشتار حاجیان و به گلوله بستن انها در سالهای گذشته بود  رژیم سعودی با این رفتار نابخردانه خود عملا به جنگ با ما ایرانیان آمده است  ولی نمیدانم چرا هیچ وقت درس نمی گیریم  وهر سال بیشتر از دور قبل میلیلردها تومان از پول این مملکت را به جیب این رژیم منحوس میریزیم  ما تا کی باید شاهد دهن کجی ایادی سعودی به مردممان باشیم آخر صبر و تحمل تا کی  هر سال در ایام حج که منبع درآمد میلیاردی سعودی ها بعد از نفت می باشد مسلمانان سراسر دنیا  به خانه کعبه سرازیر می شوند اعراب سعودی جیبهای گشادشان را میدوزند ودر عوض به جای تکریم و احترام مهمانان با فجیع ترین اهانتها با انها برخورد می کنند در سخنرانی مقامات جمهوری اسلامی بویژه مقام  معظم رهبری  (مد ضله العالی ) به انها به شدت هشدار دادند که اگر اقدامی انجام دهیم شدید خواهد بود عملا به انها اعلام کرد که دیگر آستانه تحمل ما هم حدی دارد 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۲۳
نادر علی نژادیان


با گریه دارم می نویسم باز
باران گرفته شهر بابل را

 

از نو شبیخون می زند پاییز
می گیرد از ما بهترین «گل» را

 

باران شدیداللحن می بارد
سونامی ی انگار در راه است

 

گویی که بویی برده از جریان
اما «خبر کوتاه و جانکاه» است

 

ای مرگ بد! خوبان کشی تا چند
ای زندگی خودمحوری تا کی؟

 

اخراج تلخی بود هادی جان!
این اشتباه داوری تا کی؟

 

زود است کفشت را بیاویزی
این کار را با ما نکن مشتی

 

با اینکه بیدارم ولی از صبح
هی خواب می بینم که برگشتی

 

یکباره تنها میگذاری مرد
گل های غمگین یتیمت را

 

پیش از سفر بنشین و روشن کن
تکلیف بازوبند تیمت را

 

با هر گلی یاد تو می افتیم
قلب هواداران پر از هادی ست

 

غمگین ترین موجود این دنیا

هر جمعه ورزشگاه آزادی ست

 

رفتن که «پایان کبوتر نیست»
در آسمان ها یکه تازی کن

 

دنیا برایت سخت کوچک بود
حالا برو با مرگ بازی کن

 

با پرچم سرخت بران در باد
پارو بزن تا پیش قایقران

 

امشب نشسته چشم در راهت
لبخند استقبال ناصرخان

 

هادی ! عزیز قرمز و آبی
اسطوره ی از عمق جان قرمز

 

هرجا که باشی دوستت داریم
آقای پاس گل! خداحافظ …

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۴ ، ۱۱:۵۷
نادر علی نژادیان


بچه های قوتل آبادی سلام

نوگلان خطه طرهان سلام

آهوان قلعه گارین سلام

کوهدشت ای شب چراغ راه من

ای دیار دلبران گل عذار

ای تو شهر نوجوانان شهید

شهر یاران شهید جان بکف

بچه های مسجد صاحب زمان

 نام مرحوم دلیجانی کجاست؟

 شهر پاکان شهر قرآن شهر نور

نوشبانان کلاس گل کره

فال بازیهای میدان قدیم

معرکه بازاری های اسفندیار

گرده هامان آشنای چوب کیست؟

شهر من ای شهر مردان دلیر

قصه داغ جگر سوزان چه شد؟

درد زخم باوَ خانیها گذشت!

 بانیان جنگ ایکون و اَکون

لاله های دشت رومشکان کجاست؟

السلام ای باد کاکیزه سلام

السلام ای لاله های سرنگون

دوستان تازه آبادی سلام

فاتحان رزم حاج عمران سلام

ای سترگ سینه آسین سلام

ای تو آرام دل آگاه من

بر دل خشکیده ام آبی ببار

ای تو مصداق پیام الحدید

شهر مردان بزرگی چون نجف

لاله های سرخ فام شهرمان

آنکه نامش آشنای نام ماست

شهر شادی شهرغم شهرغرور

خشت مالان فقیر بی سره

خال سیاه وخال سفید مش کریم

عشوه های بانوان خانه دار

یادگار سال های بردگی ست

محفل عرفان گرم تُرکه میر

سال های بال و پر ریزان چه شد؟

روز شلاق امانی ها گذشت!

نوکران حلقه درگوش امون

ترکتازی های‌آن سامان کجاست؟

ای هوای سرد پاییزه سلام

السلام ای سرکن و پیر ضرون

 

ای درختان بلند پاچنار

یادباد آن نیاکان بزرگ

مویه میکردند به هنگام وداع

ای داد هی بیداد کس دیار نیه

گل گل نازاران چی اُر و وارون

سنگر براکم خاموش اِ دنگه

یادباد آن بامدادان رحیل

دختران زایر زرده سوار

زائران گرم باوه گرد علی

خشکی کشماهور و خیران بره

مردمان جنگجوی اشتره

من کُر باغیرت طرهانیم

ریشه ام در خاک این غربت سراست

کشتزارانش مرا جان میدهد

عشق پاکش جاری اندر خون من

کاشکی با هم صفائی داشتیم

قدر یکدیگر نگه میداشتیم

 کاشکی با هم دوباره جان شویم

همتی کن تا قرین هم شویم

 شهر من ای کوه غم دشت غرور

تپه های سنگی ویزنهار

شیرمردان نبرد شب و گرگ

یا که درهنگامه جنگ ونزاع

کس و درد کس خَوَردار نیه

وجور فلک چِن وَ مزارون

نِمَم کُشیایه یاگه بی شنگه

هوره دل خستگان کوچ ایل

چای داغ قهوه خانه چنار

مردمان روستای زیتعلی

موج های سرد آب سیمره

خمره های سنگی کلماکره

اهل ایل ساده رومانیم

با بلوط پیر اینجا آشناست

روح پاکی روح ایمان میدهد

مردمانش لیلی و مجنون من

قدر همدیگر نگه میداشتیم

کاشکی با هم گُلی میکاشتیم

جملگی در پیکر طرهان شویم

بامنافق پیشه نامحرم شویم

مادرم در سوگ تو سرداده مور

 

گله های قوتل اندر گور شد

آتش بیگانگی ها افروختند

گله داری های هومیانت چه شد؟

گله های نازنینت را که برد؟

بوی آهن، دشت را مسموم کرد

صیقل دلهایمان را غم ربود

تا صدای سینما در گوش شد

ایل ما آیینه سیمای ماست

کوچ ایل ما فروغ جان ماست

سجده ما بوته های شبدر است

در نماز ایل روزه ما جاری است

سینه ما بستر کشکان ماست

سیمره در خون مردان جاری است

شهر من ای کوه غم دشت غرور

یاد آن شب های گورانی چران

ای بِلوران یاد شبهای زمستانت بخیر

یاد خان الماس و آن پیر وفا

زمگه ویران شد زمینش خانه شد

منقل و مژ، آگر و ساج و کپر

سیره پاک دهاتی ننگ شد!

زنده شو آوارگی را زنده کن

دور کن شبهای خواب آلوده را

ناله های آبشاران را ببین

یاد کن گل های رنگین جامه را

نوگلانت غرق در آوارگی

غرق در غربت اسیر شهر دور

آن غریبان را به نیکی یاد کن

یاد کن مرغ غریب افتاده را

باز کن آغوش خود را باز کن

قوچ های وحشی از ما دور شد

کشتزارانش به ناحق سوختند

مرغداری های پریانت چه شد؟

روغن و شیر و پنیرت را که خورد؟

آهن ، مردانگی را موم کرد

عاشقی از اوج ما آمد فرود

مویه های ایل ما خاموش شد

کوچ ایل از سینه تا دلهای ماست

زنگ آن زنگوله ها ایمان ماست

سُجه ما خارهای کنگر است

خواب خوش در ایل ما بیداری است

آفتابش خاک رومشکان ماست

تنبلی در ایل ما بیزاری است

بی صدا می خوانمت از راه دور

نی لبک های بلند خیزران

یاد آن هوهوی مستانت بخیر

زائران جمعه صدق و صفا

کوه عشق و آرزو ویرانه شد

گشته ایم از روزگارش بی خبر

دین  وایمان همه افرنگ شد!

عشق ایلی را ز نو پاینده کن

باز کن این حلقه بیهوده را

نم نم زیبای باران را ببین

کنگر و شیر و پنیر و خامه را

مردگان درد دور افتادگی

خسته و زخمی خموش و سوت و کور

خانه ویران کن زمین آباد کن

آن جوانمردان دور افتاده را

کودکان خفته ات را ناز کن

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۲۰
نادر علی نژادیان


مرحوم مغفور حاج علی اکبر شهبازی روز پنج شنبه دار فانی را وداع گفتند درگذشت این مرد بزرگ  دیار طرهان  ، خانواده وهمه ی اقوام  و طایفه ی بزرگ  شهبازی و  امرائی را  اعزادار کرد روحش قرین رحمت باد .

اکثریت کسانی که ایشان را شناخته اند بر شرافت مردانگی وبزرگیشان گواهی می دهند مردمداری مرحوم علی اکبر شهبازی چیزی نبوده ونیست که من بخواهم بیان کنم ایشان را به حق می توان در زمره مردمدار ترین افراد در منطقه طرهان نامید ایشان هیچ وقت همه چیز را برای خود نخواستند چه بسا اینکه به اندازه کسانی که روزگاری رعیت پدر بزرگوار ایشان  بودند زمین کشاورزی داشتند در صورتی که می توانست خود سهم بیشتری داشته باشد این کار را نکرد ند هیچ وقت دل کسی را نشکست در شادی مردم قبیله و طایفه اش شاد بود ودر زمان گرفتاری همراهشان بود تا همین سالهای نزدیک که از پیری و بیماری خبری نبود چنانچه کسی از مردم دالاب که جملگی اقوام وقبیله اش بودند فوت میشد ایشان خود را صاحب عزا می دانست یاد ندارم مشکلی برای مردم دالاب بالا  پیش آمده باشد و ایشان اولین نفر در حل مشکل نباشند احترامی که جوانان دالاب بالا برای ایشان قائل بودند بر کسی پوشیده نیست همه کسانی که عکس حاج علی اکبر رو  بر روی در و دیوار شهر دیدند شوکه شدند بجز حیف سخنی بر زبانشان جاری نمی شد خصلتهای این بزرگمرد طرهانی را کسانی باید بیان کنند که سنشان بیشتر از ما بود کسانی که از دور یا نزدیک ایشان را می شناختند  ،یاد و خاطرش هیچ وقت از اذهان بیرون نخواهد  ، بزرگی که بزرگی در وجودش موج میزد  ، بزرگی که در پاکدامنی شهره بودن  روحش شاد و  یادش  جاودان باد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۵
نادر علی نژادیان

چنگری گر گه رت و آگر ستم       باید بگه ریم ایمه کل ماتم

ئه دیار هرین تا برزی دالاو        ئه چه چرمی تا دیار دو آو

ئه درون سخته تا چه ل چنار      گرون گرتنه دیار ار دیار

ئه سرگه شماش تاگر چال برقه    روشنایی آگر ئه جوربرقه

ئه مالگه کریم تا  که ل گاورسی       یه دار نمنیه دی چوین مپرسی

هر اژ په ل تاویی تاکنی حه فی    گرون گرتیه برزی و کفی

ئه ارجن بگرتاگویچ و   مه رو            نه بلالک من نه تله چورو

خیلی کم منیه دار وه سرپاوا        کل بینه ذخال چنه سه خاوا

گر گر مسزن دارل صدساله          دواره سوز بینو امری محاله

وه کلی ستن دارل چنگری          اژ چه خیره تا مه قاسمی

ئه سرتول بگه ر تاخرکداری         پیته لوس بینه هره یه گری

ئه چه کاورل تا دیار طراف           داری نمنیه مری بردیه لاف

هرکه بله ده چنگری وه خو         ار ایسه بچو حتما لیوه مو

تا چه مه موینه کل خاکستره       نه وراز نه کوگ نه مله وره

کیسل ، بزمیژک ، مارمیلک ومار        ئه تاو آگر کردونه فرار

لونه واز بینه گیون دارل بن کول    داری نمنیه تو بوشی یه گول

چنگری جور داوارسیاپوش بیه       خه ضو بوتی ارن کار هرکه بیه

جاری بی چوی آو اسر نه چه مم   هه رجور چنگری سیاپوش خه مم

مه شاعرنیه م یه ئه دس خه مه    ار سکته بکه م ولله هم که مه



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۸
نادر علی نژادیان

در پی آتش سوزی در قسمت وسیعی از جنگلهای چنگری که منجر به از بین رفتن نزدیک به هزار هکتار از جنگلهای این منطقه گردید نیروهای زیادی از کارکنان دولت برای جلوگیری از پیشرفت اتش به منطقه اعزام شدند اما انچه که باعث دلگرمی نیروهای مردمی و بسیج می شد حضور مستمر شخص فرماندار به طور شبانه روز در محل بود  ایشان حتی شب را هم از کوه پایین نمی آمد وبا چند نفر دیگر بدون وقفه درحال مهار حریق بودند نماینده دولت در این حادثه برای پایان دادن به اتش ذره ای به خود استراحت نمی دادند این رفتار اقای فرماندار در میان روستائیان به گونه ای نمود پیدا کرده که مدام از رشادت وشجاعت ایشان سخن می گویند جا دارد دولت جمهوری اسلامی از شخص اقای کرم محمدی فرماندار محترم کوهدشت تقدیر و تشکر نماید زیرا بدون شک کسی که مورد تایید مردم باشد و ملت به نیکی از او یاد کنند خود افتخاریست برای دولت ،  و رضایت مردم از ایشان یعنی رضایت از دولت زیرا ایشان بعنوان بالاترین مقام سیاسی هیچ واسطه ای میان خود ومردم قرار نمیدهند و هر فرد عادی می تواند در کم ترین زمان ممکن با فرماندار ملاقات کند این خود بهترین حسن است . بنده به عنوان یک کوهدشتی از همت وتلاش ایشان صمیمانه تشکر می کنم امیدوارم در هر مقامی سربلند باشند که لیاقت بالاترینها را دارند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۰۶
نادر علی نژادیان

راستی  این تصاویر با هم شباهت دارند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۵
نادر علی نژادیان
باز هم فصل گرما شد و ترس از نابودی طبیعت  ترسی به جا که متاسفانه به حقیقت بدل گردید .
از صبح روز سه شنبه جنگلهای چنگری و دالاب بالا طعمه حریق نا کسانی شد که به علت بی احتیاطی این اتش را به دامان خشک طبیعت انداختند  مراتع وجنگلهای بکر این منطقه در فصل گرما همانند انبار باروت هستند که با کوچکترین جرقه سر به فلک می کشد در طول سالهایی که خشکسالی بر بدن نهیف طبیعت تازیانه می نواخت این مراتع وجنگلها جدای از ثروت ملی بودن به نوعی تنها ناجی دامداران زحمت کش در این سالهای خشک  هستند  کمبود علوفه در فصل سرما باعث می شود این عزیزان مانند پاره ای از تن خود از این مراتع محافظت نمایند ولی با کمال تاسف ما شهر نشینان هر وقت راهمان به طبیعت کج می شود چنان بلایی سرش میاوریم که سالها داغش از پیشانی طبیعت پاک نمی شود از  دیروز تا به امروز که شعله های آتش کوه و دشت جنگل و تمام جانوران بی پناه را می سوزاند عزیزان زیادی برای جلوگیری وخاموش کردن آتش به دالاب رفتند از فرماندار محترم جناب آقای محمدی گرفته تا کارکنان ساده ادارات ،  نیروهای نظامی وانتظامی  وهمچنین بسجیان عزیز که همیشه در هر حادثه ای از اولین نفراتی هستند که به کمک می ایند و تمام نیروهای مردمی که از شهر و همچنین روستاهای اطراف برای مهار این اتش ساعتها پیاده روی کردند حقیر به عنوان یک کوهدشتی صمیمانه تشکر می کنم  ودست تک تک این عزیزان را می بوسم در پایان می خواهم فزیاد بزنم  آهای کسی که این همه جنگل وجانور بی زبان را در اوج گرما وتشنگی پودر کردی بدان و بدان وبدان شاید از دست قانون فرار کنی ولی از عدالت الهی جان بدر نخواهی برد .


میازار موری که دانه کش است                      که جان دارد و جان شیرین وخوش است
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۰
نادر علی نژادیان